اشتراک گذاری مطلب

از زخم تا مرهمی با عطر بهشتی

کودکی را تصور کنید که صبحگاه با کوله پشتی ، خرامان در حال طی کردن مسیر خانه تا مدرسه است تا اینکه نگاهش با عابری که از رو به رو به سمت او می‌آید تلاقی می‌کند، نگاهش را از عابر می‌دزد اما انگار عابر قصد بریدن رشته نگاهش را از صورت او ندارد. کودک کمی مضطرب و کلافه، سرعت قدم‌هایش را تند می‌کند تا زودتر به مدرسه برسد.
وارد مدرسه می شود، صف کلاس خود را پیدا می کند و پشت سر یکی از هم کلاسی هایش می ایستد، بعد از گذشت چند لحظه نفر جلویی متوجه حضور او می شود و به سرعت جایش را در صف عوض می کند تا نزدیک او نباشد.
ناظم زنگ مدرسه را به صدا در می‌آورد و صف‌ها آرام به سمت کلاس‌ها حرکت می‌کنند، دانش آموزان با هیاهو یک به یک وارد کلاس می‌شوند و با دلهره و راجع به امتحان شفاهی که معلم از هفته پیش راجع به آن تذکر داده بود حرف می‌زنند.
کودک داستان ما که ازچند روز قبل خود را حسابی برای پرسش آماده کرده است، با اطمینان در انتظار ورود معلم و شروع پرسش است. سعی می‌کند به جای خالی کنارش بی‌توجه باشد اما مدام در ذهنش صدایی می‌پیچد: چرا همه بچه ها بغل دستی دارند ولی هیچکس کنار من نیست؟
معلم وارد کلاس می‌شود و پرسش را شروع می‌کند، نوبت به اسم کودک می‌رسد، با اعتماد به نفس از جا برمی‌خیزد، معلم به سرعت سوال را می‌خواند، شمرده و آرام شروع به پاسخ می‌کند که ناگهان متوجه پچ پچ دانش‌آموزان می‌شود که لحن و صدای او را تقلید می‌کنند و ریز ریز می‌خندند. دیگر پاسخ هیچیک از سوال‌ها را یادش نمی‌آید.
زنگ تفریح است. مثل هر روز تنها در گوشه‌ای از حیاط ایستاده. منتظر است کسی را پیدا کند تا چند کلامی با او حرف بزند و بازی کند. چشمش به دانش‌آموزی می‌افتد که ته حیاط مثل او تنهاست. همین طور که به سمت او گام برمی‌دارد لقمه‌ای را که مادرش برایش پیچیده به امید دوست شدن با دانش آموز غریبه نصف می‌کند. دانش‌آموز ته حیاط تا چشمش به او می‌افتد در جهت مخالف او می‌دود.
صبح روز بعد است. مادرش بالای رخت خواب ایستاده و او را صدا می‌زند. در حالی که صورتش را زیر پتو پنهان کرده می‌گوید: من دیگر مدرسه نمی‌روم.
این تنها یک پرده از زندگی کودکانی است که با عارضه شکاف لب و کام به دنیا می‌آیند و به دلایل مختلف امکان انجام عمل جراحی را ندارند.
شکاف لب و کام از شایع ترین نقایص
درمان شکاف لب و کام که از شایع‌ترین نقایص صورتی و دهانی است، انجام جراحی‌های متعدد، گفتار درمانی و درمان‌های ارتودنسی و دندانی را بخصوص در ۱۸ سال اولیه عمر می‌طلبد.
اگر چه درمان این عارضه در صورت داشتن امکانات مالی نیز نیازمند صبر و حوصله است، اما مشکل اصلی از جایی آغاز می‌شود که به دلیل فقر مادی و یا دوری از امکانات درمانی برای فرد مبتلا به این عارضه امکان جراحی میسر نباشد.
موسسه ملی ندای سلامت مرهم، می‌کوشد تا برای درد مناطق محروم کشور مرهم باشد و با تشکیل فوق‌تخصصی‌ترین تیم جراحان پلاستیک و ترمیمی مناطق محروم جهان، هیچ هم وطنی به دلیل ابتلا به این عارضه خانه نشین و منزوی نشود.
این تیم که از سال ۸۷ تا کنون جراحی و درمان رایگان نزدیک به پنج هزار نفر را در کارنامه خود ثبت کرده است، در بیست و پنجمین سفر خود که در آستانه تابستان امسال به مقصد نیشابور انجام شد، به ویزیت رایگان حدود ۱۰۰۰ بیمار و جراحی رایگان ۱۲۰ بیمار مبتلا به ناهنجاری لب و کام پرداخت.
در این سفر ۱۵ فوق‌تخصص جراحی پلاستیک، سه متخصص بیهوشی، دو پزشک عمومی، ۹ کارشناس اتاق عمل، یک مددکار اجتماعی، یک روانشناس بالینی و چند ده نفر از سایر کادر درمان سه روز نفسگیر بدون کمترین اتلاف وقت کوشیدند تا با معجزه نیت انسان دوستانه و پاک خود، مرهمی باشند بر زخم دل افرادی که سال‌ها یک شکاف، زندگی را بر کام آن‌ها را تلخ کرده است.
در طول چهار روز حضور اعضای مرهم در بیمارستان حکیم نیشابور، حال و هوای این بیمارستان با روزهای دیگر بسیار تفاوت داشت. راهروها پر بود از افرادی که امید در چشمانشان برق می زد و منتظر بودند با یک عمل نه چندان طولانی، زخمی را که این ناهنجاری سال‌های دراز بر دلشان نشانده بود درمان کنند.
بخش درمانگاه بیمارستان در این چند روز آنقدر شلوغ بود که به سختی می‌شد صدای کسی را شنید، درمانگاه پر بود از کودکانی که با یک اسباب بازی اهدایی از طرف مرهم، مقابل پزشکان می‌نشستند تا بعد از ویزیت وضعیت شان برای عمل جراحی روشن شود. اما علاوه بر کودکان، بزرگسالان زیادی نیز بعد از حضور تیم مرهم در بیمارستان حکیم،

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *